زين الدين محمود واصفى

458

بدايع الوقايع ( فارسى )

سربه‌سر ناشى از حقيقت او * جنس موجود از مكين و مكان كه ندانم « 1 » شريف‌تر ز هرات * بلدى از معاظم بلدان « 2 » همه سكانش اهل فضل و كمال * صرف اللّه عنهم النّقصان علمايش وحيد عصر همه * فضلايش همه فريد زمان هريكى از طبيعت موزون * در طريق سخنورى ميزان همه صاحب اصول [ و ] خوش‌لهجه * جمع ايقاع كرده با الحان « 3 » فضلايش ز شعر و موسيقى * اهل تصنيف و صاحب‌ديوان اهل بازار او كه جهالند * همه را بهره‌مندى از عرفان هركسى در طريقه‌اى بىمثل * هركسى در صناعتى پر دان همه را دست سعى در حركت * همه را پاى جود در ميدان

--> ( 1 ) - B : نباشد ( 2 ) - بقيه ابيات در A نيست و بجاى آن اين عبارت آمده است : اين قصيده طويل الذيل است چنانچه از اين بيت مفهوم مىشود : عدد بيت او اگر طلبند * سال شمسى موافق است بر آن ( 3 ) - T : بالاحسان